یادداشت های یک معلم سمایی

راهنمایی سما 6 مشهد- علمی اجتماعی

یادداشت های یک معلم سمایی

راهنمایی سما 6 مشهد- علمی اجتماعی

اندر احوالات کلاس ما (قسمت اول)

والادر کلاس ما شرحی خواهم داشت بر کلاسمان: 

بماند که نوجوانی دوره ای است بسیا رحساااااس دوره ای است بس عجیب وغریب به خصوص نوجوانان کلاس ما : میگوییم امروز چرا درستان را حاضر نکرده اید ،میگویند نوجوانیم تو رو خدا خانمممممممم  

 

یک لحظه غفلت از کلاس وا مصیبتا!!!!! 

!!!!                     

 

خوب نوجوانن دیگر...........  

شیطنت ها مخصوصا نوع زیر میزی،دعوا کردن ها مخصوصا درس خونای کلاس (البته منظورم مهساجون نیست ها ) ، همه وهمش .......................... 

 بعضی ها شعر می گویند بعضی ریاضی شان خوب است و بعضی خیلی درس خوانند وبعضی ساز میزنند آن هم از نوع مخالف....وبرخی شیطنت می کنند تا برای دفتر خاطره شان مطالب جدید به خانه ببرند و خلاصه برای حضور در این کلاس ما اگر هیچی نداشته باشی باید سری از آهن ،فولاد و........داشته باشی 

 

آزمون یکشنبه

دخترای گل من( سومی ها ودومی ها ) 

آزمون  سنجش روز یکشنبه را فراموش نکنید. برای کسانی که در این آزمون رتبه خوبی کسب کنند در همین وبلاگ خبرهای خوبی خواهم داشت لطفا به بقیه دوستانتون هم اطلاع بدید

شب یلدا

 شب یلداتون مبارک
 
 



شب یلدا «شب چله» شب اول زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.

شب یلدا یا «شب چله» شب اول زمستان و درازترین شب سال است. و فردای آن با دمیدن خورشید، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد. این بود که ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد،همان که در زبان انگلیسی "day"خوانده میشود.

ادامه مطلب ...

نمرات امتحانی۳

نمرات دفاعی سوم یک   

پردیس -حمیده-نفیسه-صبا-ملیکا -نگار-حسناومحدثه (ی) نمره کامل گرفتن آفرییییییییییییین 

 

بقیه نمره ها در ادامه مطالب

ادامه مطلب ...

رنگ خدا

سلام خسته نباشید .... تقدیم به دانش آموزان گلم..... 

 

 

  

  

ـ مامان! یه سوال بپرسم؟

زن کتابچه سفید را بست. آن را روی میز گذاشت : بپرس عزیزم .

- مامان خدا زرده ؟!!

زن سر جلو برد: چطور؟!

ادامه مطلب ...