یادداشت های یک معلم سمایی

راهنمایی سما 6 مشهد- علمی اجتماعی

یادداشت های یک معلم سمایی

راهنمایی سما 6 مشهد- علمی اجتماعی

پر از شادی و خوشبختی باشین!

این داستان رو بخون..فکر کن..و اگه دوست داشتی امتحان کن..پیش از اونکه در مورد هر اتفاقی تو زندگیت قضاوت کنی..گله کنی..غمگین بشی یا حتی خیلی شاد بشی...



در فولکلور آلمان ، قصه ای هست که این چنین بیان می شود :

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت.

متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یک دزد راه می رود ، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند ، پچ پچ می کند ،آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض کند ، نزد قاضی برود و شکایت کند .
اما همین که وارد خانه شد ، تبرش را پیدا کرد . زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود ، حرف می زند ، و رفتار می کند .


کتاب پدران، فرزندان ، نوه ها اثر پائولو کوئلیو 

 

 

هر که بزرگ است ,آرام است .بزرگترین اقیانوس ,آرام است ....

نظرات 1 + ارسال نظر
پوران چهارشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 12:33 ق.ظ

پس ارام باش تا بزرگ باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد