یادداشت های یک معلم سمایی

راهنمایی سما 6 مشهد- علمی اجتماعی

یادداشت های یک معلم سمایی

راهنمایی سما 6 مشهد- علمی اجتماعی

کلاه قرمزی و کلاه شاپویی!

فقط برای رفع خستگی در امتحانات 

 

 

به من میگی چشام خوکشله؟ خوف اگه عقب تر برم که میفتم تو جووووووف  ( این اونجاییکه جلو تلویزیون فروشی وایستاده بود با آقای مرجی میحرفید !)


 

این دخترا عجب موجوداتی هستنا... تا بهشون میگی «سلام»، زود میرن لباس عروس میپوشن.... ( واااللا !...) 

الاغ جون بیا بریم مدرسه نمی دونی پشت سرت چیا میگن  (این  الاغه  تو اون دوران  یکی از بازیگرای مورد علاقه من بود ! سوپراستاری بود ..!)

 

 در ادامه دیالوگ هایی که از حق نگذریم  یکی از یکی باحال ترن :

 

 

یه پام اینور میره ، یه پام اونور میره ،یه پام لب جوفه،یکیشم که لب گوره.....!

 

آقای دایناسور ... خیلی میبشخین شما چرا همش دود میکنی عزیز من ؟!!!

 

سوکسه بلوری دیگه چیه خانم محترم عمه؟ ( بچه ها ولی از من نصیحت این ضرب المثل عمه خانومه خیییلی جاها مصداق داره ! )

 

هیچ دقت کردین این تیفال  با چه سرعتی داره میاد طرف ما !

( اون جاییکه ویلچر اون پیرمرده رو که میگفت :

ha ha ha .... he he he .... ho ho ho   رو پیچونده بود ! البته با خود پیرمرده و با سرعت زیاد !)

 

آقای دکتر قرمزی اتاق عمل 

 

گوشت کوفیده ، پیاز قلمبه رو هم میذاری وسط لقمه اندازه کله گربه دو لپی میری بالا....چپسی کلای زرد روش . خانوم ادم ابگوشت میخوره باد میکنه ها حواست باشه.......! ( آ قربون پسر .... !)

 

ساعت چنده؟؟؟؟
هشته پنج دقیقه مونده به بیست؟
اکشال نداره!

چقدر کف این استخر کاشیهای ریز ریز داره....چه جوری آقای بنا اینا رو چسبونده زیر آب خفه هم نشده؟؟؟... !!!

 

تازه فهمیدم یه سه های دیگه ای هم هست....!

 

گارسون یه چیفسی کولا خنک بده به آقا تشتکشم سولاخ کن بده من!



معلممون میخواد بره بیمارستان اعصاب تا سه ماه دیگه هم معلم باشه (شرط میبنم اکبرم رفته !!!!) تابستون چه قد خوفه ما تعطیلیم میریم تو حوض آب تنی حیف که برف نمییاد هی باید خودمونو باد بزنیم  !

 

افس من it is ساسان ..... my name is Mehrdad .it is پوست خیاری .  how are u ,I صبر کنید come . is it widows, no اکشال نداره my friend !!!

 

این که چیزی نیست یه دفه واسه آقای مرجی یه جک تعریف کردم با کتری زد تو سرم گفت بچه جون معنی چیزی رو که نمیدونی چرا میگی نرگس جونم لبشو گاز گرفت گفت اوا خدا مرگم بده !!!


نظرات 4 + ارسال نظر
م.ر یکشنبه 25 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:34 ب.ظ

قشنگ بود

دختر باران جمعه 30 دی‌ماه سال 1390 ساعت 08:35 ب.ظ


خیلی خیلی خیلی باحال بود و کلی یاد رفتن به سینما و فیلم "کلاه قرمزی و سروناز" افتادم که حتما یادته
مواظب خودت و دل نازک و پرمهرت باش رفیق

آره عزیز مگه میشه یادم بره تنها که نودیم بچه های مهد ها هم بودن با سمانه بودیم خیلی خوش گذشت

شمیم شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 05:31 ب.ظ

سلام خانم فریمانه ..لطفا اگر ممکنه نمرات دفاعی را هم در وبلاگ بذارید ممنون

نمرات دفاعی فردا ....

نگار چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 12:26 ق.ظ

وبلاگ جالبی دارین مرسی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد